تخمه افتابگردون

گلوله نمی دانست ،
تفنگ نمی دانست ،
شکارچی نمی دانست ،
پرنده داشت برای جوجه هایش
غذا می برد ...
خدا که می دانست ... !
نمی دانست ... ؟!

( حسین پناهی )

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۳٠ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط hanieh نظرات ()

آدمیست دیگر...یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد...

دوست دارد بردار خوش را

بریزد دور

                   "حسین پناهی"

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢٢ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط hanieh نظرات ()

سلام

فک کنم بایه بارخوندن وبلاگم متوجه میشین که ارادت خاصی به استاد پناهی دارم

حالا محسن چاووشی یه کاری کرده که من دوسش داشتم...خیلی زیاد

کسایی که میگن بد بوده واقعا حسین پناهی رونمیشناسن؟

یکم بخونین اشعارشو لطفا...

 

برای دانلود میتونین روعکس کلیک کنین من خوندم ازهمین جا دانلود کردم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/۱٥ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط hanieh نظرات ()

خسته ام ازتظاهر به ایستادگی

ازپنهان کردن زخمهایم

زور که نیست!

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم

وبالبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است

اصلا دیگرنمیخواهم که بخندم...

میخواهم لج کنم...باخودم....باتو...باهمه ی دنیا!!

چقدربگویم فردا روز دیگریست وامروز بیاید ومثل هرروز باشی

خسته ام...ازخودم..اتو...ازهمه ی زندگی!!

میخواهم بکشم کنار...ازخودم...ازتو...ازهمه ی زندگی!!

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/۱٢ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

گناه میکنم

توبه میکنم

توبه میشکنم

گناه میکنم

خدایا

خسته ام ازاین رفت و برگشت ها

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۱۸ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

              صدای پای تو که میروی....

صدای پای مرگ ک می آید...

دیگرچیزی نمیشنوم!!


                              حسین پناهی


 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۳ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

اینجادردنیای من

.

.

گرگ هاهم افسردگی مفرط گرفته اند

دیگرگوسفند نمی درند

به نی چوپان دل می سپارند وگریه میکنند

                    "حسین پناهی"

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٠ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

 

این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!

بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،

بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام

،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح

، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان

بی تو بی تو بی تو...

                            "حسین پناهی"

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٤ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

گل آفتابگردون رو به خورشید میچرخه

اگه یه روز رو کنه به زمین وخاکی بشه دیگه آفتابگردون نیست میمیره

اینارو حودش بهم گفت خودآفتابگردون بهم گفت وقتی دهقان بذرارومیکاره مطمئنه که اونا خورشیدو پیدامیکنن مطمئنه که اونا هیچ چیز دیگه ای رو باخورشیداشتباه نمیگیرن ...آفتابگردونا تونورخورشید یه دنیا میان وتونورش میمیرن.

قصه آفتابگردون عین قصه ی ما آدماست اگه دلخوشیمون خورشیدکمون باشه...اگه روبه خورشیدمون بچرخیم...اگه خورشیدمونوپیداکنیم...اگه ستاره وماه جای خورشیدوتوقلبمون نگیرن..........اون وقته که آدم میمونیم..........

پس تانمردیم خدارویادمون نره

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٥ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٢ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

نیستیم !

 


به دنیا می آییم 

 


عکس ِ یک نفره می گیریم !


بزرگ می شویم ،

 


عکس ِ دو نفره می گیریم !

 


پیر می شویم ،

 


عکس ِ یک نفره می گیریم ...

 


و بعد

 


دوباره باز

 


نیستیم

 

              حسین پناهی

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٥ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

پیرمرد همسایه آلزایمردارد

دیروز بیخودشلوغش کرده بودند

اوفقط فراموش کرده بود

ازخواب بیدار شود

                     "حسین پناهی"

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٤ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

بخشی ازوصیت نامه مرحوم حسین پناهی:

 

کسانی که زیرتابوت من رامی گیرند بایدهم قدباشند.

 

لطفابه تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانید.

 

انگشت های مرا به طوررایگان دراختیاراداره انگشت نگاری قراردهید.

 

روح مرا کالبد شکافی کنید من به آن مشکوکم.

 

قبرمرا قدری بزرگتربکنید چون ارزوهای زیادی راباخود به گورمی برم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

مثه من!!

 

 

 

می شه لاغر شد!
می شه عضلانی شد!
می شه رنگ چشم و عوض کرد!
می شه رنگ مو رو عوض کرد!
می شه لب و تزریق کرد!
می شه بینی و عمل کرد!
ولی قد بلند بودن نعمتیه که اگه نداشته باشیش، هیچ کاریش نمی شه کرد!!!!

 

 

 

 

آدم های قد بلند را برای خودشان دوست داشته باشید،
.
.
.
.
 نه به خاطر اینکه دستشون به کابینت های بالایی میرسه !!!

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٦ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

سلام دوستان راستش 29 اردیبهشت تولدم بود دیرشده ولی

بدموقعی بود امتحانات بخاطرانتخابات اومده

جلوتروروز تولدم نشستم ادبیات خوندم

روزخوبی نبود دوستام که درگیرامتحانابودن یادشون نبود فامیلاهم

 که اصلا هیچ خبری ندارن من چه روزی به دنیااومدم فقط یه

چیزش خوب بوداونم این بودکه ازصبح بارون بارید درهرصورت

ممنون که اومدین دوستان

ایتم کیک تولدم:

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ توسط hanieh نظرات ()

قالب برای بلاگ